همچون آسمان باش ...

اشاره::

در مقاله حاضر توكل و اعتماد به خدا در امور بعنوان يك ويژگى سودمند در كنار آمدن با مشكلات، مقاومت در برابر يأس و نوميدى، و مهار اضطراب و افسردگى مورد ملاحظه قرار گرفته است. هدف اصلى مطالعه و پژوهش حاضر بررسى روشهاى ساختنِ مقياس اندازه گيرى توكل به خداوند بوده است. در اين مقاله توكل به خدا تعريف شده و ابعاد اصلى آن مورد بررسى قرار گرفته است. بعلاوه ويژگيهاى روان‏شناختى توكل به خدا و ارتباط آن به نظريه اسنادها، منبع كنترل، تئورى كنترل اوّليه و ثانويه مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. همچنين مطالعات اكتشافى در زمينه روشن نمودن موقعيتهايى كه افراد در آنها به خداوند توكل مى‏نمايند مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. در نهايت روشها و تكنيكهاى روانسجى به كار گرفته شده در ساختن وسيله و ابزار توكل به خدا شرح داده شده است.

مشكلات و نابسامانيهاى زيادى امروزه جوامع بشرى را تهديد مى‏كند. اضطراب و افسردگى از معمولى‏ترين و متداول‏ترين مشكلاتِ جوانان ما مى‏باشد. براى درمان اين نابسامانيها و اختلالات روانى، روانشناسان از روشهاى مختلفى استفاده مى‏كنند كه از آنجمله روشهاى مبتنى بر نظريه رفتارگرايى، شناختى، روان تحليل‏گرى، معنا درمانى مى‏باشد. تجربياتِ مشاوره‏اى اين پژوهشگر با افراد مختلف نشان داده است كه توكل به خداوند متعال نه تنها در دادن جرأت، افزايش اعتماد به نفس و ميزان ريسك‏پذيرى افراد مؤثر است بلكه در كاهش اضطراب و افسردگى و در درمان بسيارى از وسواسهاى فكرى روشى كارآ مى‏باشد. مصاحبه‏هاى بالينى با دانشجويان در دانشكده‏هاى مختف و در دفتر مشاوره دانشجويى دانشگاه تهران نيز اثر بخشى توكل به خداوند را در كاهش اضطراب و افسردگى و در اطمينان و تسكين قلب، و دادن جرأت و قوت قلب به دانشجويان براى ابراز وجود تاييد مى‏كنند. پژوهشگر و همكارانش معتقدند كه توكل به خداوند متعال مى‏تواند مورد استفاده روانشناسان و روانپزشكان قرار گرفته و موجب ارتقاء بهداشت فردى و اجتماعى گردد. براى بررسى اثرات توكل به خدا بصورت علمى نياز است كه ابزار دقيقى ساخته شود كه توسط آن ميزان توكل را بتوان در افراد مختلف اندازه‏گيرى نموده و رابطه آن را با سازه‏هايى از قبيل اضطراب، افسردگى، اعتماد به نفس، فرسودگى شغلى و ساير شاخصهاى سلامتى مورد بررسى قرار داد. براى انجام اين مهمّ (ساختن ابزار)، پژوهشگر و همكارانش طرحى را تهيه نموده‏اند كه ابزارى معتبر و روا را تهيه نمايند كه بتوانند ميزان توكل را در افراد مورد اندازه‏گيرى قرار دهند. آنچه در صفحات بعد مى‏آيد، خلاصه‏اى از كوششهاى انجام شده در اين راستا مى‏باشد. در صفحات آينده، حد و رسم توكل به خدا ذكر شده، ابعاد آن به اختصار تعريف و توصيف شده‏اند. و بعداز آن فضليت توكّل به اختصار بيان شده، سپس توكل از ديدگاه روان‏شناسى مورد بررسى قرار گرفته و در آخر نيز كوششهاى پژوهشگران براى تهيه مقياس توكّل شرح داده شده است.

معناى توكل:

در تعريف توكل به خداوند متعال لازم است توجه خواننده را به مطالب زير جلب كنيم:

الف) توكل در رابطه فرد با خدا مطرح است. كه اين رابطه در اعمال انسان تأثير داشته و رابطه فرد با خدا را نمايان مى‏سازد. در حاليكه انسان رابطه خويش با خدا را از طريق دعاء، إستعاذه، انجام فرايض، و مستحبات نيز نشان مى‏دهد، در توكل جنبه‏اى از رابطه فرد با خدا نمايان است كه تلويحا فرد متوكّل پيش فرضهايى را پذيرفته است كه مهمترين آنها باور و ايمان به قدرت، حكمت و شفقت خداوند به بندگانش مى‏باشد. و همين جنبه اعتماد و ايمان است كه رابطه توكّل گونه را از انواع ديگر رابطه‏ها متمايز مى‏كند. براى برجسته كردن همين جنبه است كه ملا احمد نراقى در كتاب معراج السعاده توكّل را در زير باب «حُسنِ ظن به خداوند متعال» شرح مى‏دهد. اين جنبه اعتماد از نظر عرفانى بسيار با اهميت است چون دوستى اركانى دارد كه از مهمترين آنها «اعتماد» است. بخاطر همين درجه بالاى توكل است كه خداوند توكل كنندگان را دوست مى‏دارد. و در قرآن مى‏فرمايد إنّ اللّه يُحِبُّ المُتَوَكِلّين.(1)

ب)در توكل فرد همچنين به وعده‏هاى خداوندى در قرآن علم و ايمان دارد و مى‏داند كه خداوند به اهداف خود خواهد رسيد و تلاشهاىِ انسان در راه خدا بى نتيجه نخواهد ماند. لازمه پياده كردن توكل در عمل تشخيص وظيفه و برنامه‏هاى فردى و شخصى از برنامه‏هاى خداوندى است و تفكيك اين امر است كه مسئوليت انسان در كوشش و تلاش تا چه حدى است و از چه مرزى ديگر مسئوليت انسان تمام شده تلقى مى‏گردد، و فرد بايد كار را به كاردان واقعى (يعنى خداوند متعال) واگذار نمايد.

ج) در توكّل همچنين علم به اينكه در چه كارهايى مى‏توان توكل نمود و در چه كارهايى توكل دامنه‏اش جارى و سارى نيست لازم است.

براى روشن شدن محدوده توكل هستى به دو نكته نيز اشاره كنيم: 1ـ از لحاظ عملى انسان بايستى تا آنجا كه توان دارد به تدبير امور بپردازد و در جايى كه تدبير امور از عهده‏اش خارج است بايستى به خداوند متعال توكل كند. بين توكل و اقدام عملى براى انجام كارها منافاتى وجود ندارد. مى‏توان بر خداوند توكل كرد و از او در حصول مقاصد يارى جست و در عين حال از علل و اسباب نيز براى حصول نتيجه استفاده كرد. هر چند كه معناى توكل ترك تدبير است، ولى ترك تدبير به معناى ترك استفاده كردن از اسباب نيست، بلكه ترك تدبير در سطحى بالاتر از اسباب است، در سطح نتايج كار و تقديرهاى بيرون از اختيارِ ماست.

2ـ از لحاظ اعتقادى انسان مى‏بايد باور داشته باشد كه زمانى كوششهايش مثمرثمر خواهند بود كه توأم با خداست و مشيت الهى مى‏باشد؛ يعنى كوشش انسان براى رسيدن به مطلوب هر چند لازم است ولى كافى نيست و توفيق خداوندى نيز بايد با آن قرين گردد تا انسان بتواند به مطلوب خود برسد.

با استفاده از مطالبى كه در عبارات فوق بدان اشاره شد توكل را مى‏توان چنين تعريف نمود:

توكل نوعى رابطه فرد با خداوند است كه در آن فرد با توجه به اعتقادى كه به قدرت، حكمت و رأفت و شفقت خداوند دارد در تمام حركات و سكنات حضور خدا را در نظر گرفته، و در تمام لحظات براى موفقيت خود از او استمداد مى‏كند. فرد متوكّل ضمن استفاده از اسباب و علل مادى و غير مادى توفيق رسيدن به نتيجه را مشروط به خواست و مشيت الهى دانسته، ضمن اسناد امور و اتفاقات جهان به خواست خداوندى، براى حصول نتيجه به خدا تكيه نموده و اطمينان دارد كه خواست خداوند در جهت خير و صلاح اوست.

مولفه‏هاى سازه توكل:

با استفاده از بررسى آيات و احاديث و مصاحبه‏هاى طولانى با اساتيد و دانشجويان در رشته‏هاى مختلف مولفه‏هاى زير در توكل به خدا شناسايى شده‏اند:

1ـ اسناد امور و اتفاقات به خداوند متعال

اعتماد قلبى به خداوند و اسناد امور و اتفاقات به حضرت باريتعالى در ايجاد سكنيه قلبى و آرامش درونى به حدّى مؤثر است كه موجب مى‏شود اضطراب و تشويش در فرد متوكل از بين رفته و فرد براحتى در راه حصول به نتيجه گام بردارد.

از علائم و ويژگيهاى افراد متوكل اين است كه از روى آورد روزگار خيلى به خود نمى‏بالند و از برگشت و ادبارِ آن زياد دچار تشويش و اضطراب نمى‏شوند، بلكه تا حدامكان براى رسيدن به مطلوب كوشش مى‏نمايند و نتيجه كار را به خدا واگذار مى‏نمايند و اطمينان دارند كه خداوند آنان را در رسيدن به مطلوب كمك خواهد كرد. در حقيقت حال اين افراد بمانند اشخاصى مى‏باشد كه به حصار و قلعه عظيمى پناه برده و درِ آن را به روى دشمن بسته‏اند. اينان از مشكلات به حصار توكل روى آورده‏اند كه فردى را ياراى پيروزى بر آن قلعه نيست. لذا اضطراب و خوف براى آنان معنى ندارد.

2ـ معناى الوهى دادن به اتفاقات زندگى

افراد متوكل به اتفاقات زندگى معنايى مى‏دهند كه آنان را در تعبير و تفسير پديده‏هاى زندگى كمك نموده و به توازنِ شناختى و عاطفىِ آنان كمك مى‏نمايد، و آنان را از خلاء زيستى، بى هدفى، پوچى و سردرگمى رهايى مى‏بخشد. اين افراد با تمام كوششى كه در راستاى رسيدن به مطلوب و مقصود به كار مى‏گيرند، اگر نتيجه موافق طبعشان نبود و نتيجه نامساعد گرفتند، باور دارند كه خير واقعى را خداوند مى‏داند و به فرمايش خداوند در قرآن باور دارند كه مى‏فرمايد:

«وَ عَسى أَن تَكْرَهوا شَيْئا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئا وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لا تَعْلَمُون».(2)

يعنى: چه بسا ناخوش داريد چيزى را در حاليكه خير شما در آن باشد، و چه بسا از چيزى خوشتان آيد در حاليكه بدىِ شما در آن باشد، خدا مى‏داند در حاليكه شما نمى‏دانيد.

3ـ اميدوار بودن به خدا

يكى ديگر از ابعاد توكل به خدا، اميدوارى انسانِ متوكل به لطف خداوند متعال در شرايط سخت زندگى است. اميدوارى به رستگارى و رسيدن به مطلوب و نجات يافتن از ناراحتى‏ها و غم و اندوه، گشايش گرفتاريها، و نصرتِ حقّ در غلبه بر باطل، هدايت از گمراهيها به سوى نور، همه از بركات توكل است. فرد متوكل به وعده‏هاى نصرتِ خدا در قرآن اعتقاد و ايمان دارد لذا در گرفتاريها خود را نمى‏بازد. نمونه‏هاى زيادى در قرآن در مورد مداخله خداوند در شرايط سخت زندگى وجود دارد كه مايه تسلّى و اميدوارى براى افراد متوكل است كه به نمونه‏اى از آنها در زير اشاره مى‏شود:

«وَ أَيُّوبَ إذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ و أَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ* فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ، وَ آتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَ ذِكْرَى للْعَابِدِينَ * وَ إسْمَاعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ، كُلٌ مِّنَ الَصَّابِرِينَ * وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِى رَحْمَتِنَآ، إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحيِنَ * وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالمِيِنَ * فَاستَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ، وَكَذَلِكَ نُنجِى الْمُؤْمِنِينَ».(3)

به ياد آور زمانى را كه حضرت ايوب خدايش را خواند و گفت «ناراحتى و گرفتارى گريبانگير من شده است و تو بسيار بخشنده و مهربانى» ما دعايش را مستجاب كرده و غم و اندوه را از او برطرف نموديم و به لطف و رحمت خود اهل و فرزندش را كه از او گرفته بوديم با عده‏اى ديگر به مثل آنها، به او عطا كرديم تا اهل عبادت متذكر لطف و احسان ما شوند. و به ياد بيار، اسماعيل و ادريس، و ذوالِكفل كه از جمله افراد با استقامت و شكيبا بودند، كه آنها را داخلِ رحمت خود نموديم، چون ايشان از افراد صالح و نيكوكار بودند. و حضرت يونس (ذوالنون) را ياد آور زمانيكه با حالت خشم قوم خود را ترك كرد (زمانيكه) تصور مى‏كرد كه ما بر او احاطه و قدرت نداريم! ولى او در عمق تاريكى با ناله ما را خواند و گفت «غير از تو خدايى نيست: منزهى تو، من البته از ستمگران بودم». بنابراين ما به او گوش داده و او را از غم و اندوه رهانيديم، ما همينطور اهل ايمان و يقين را نجات مى‏دهيم.

و لذا ابوعلى دقاق توكل را «آرامش دل انسانى به وعده‏هاى خداوندى مى‏داند». وى معتقد است كه در افراد متوكل آنقدر ايمان به وعده‏هاى خداوند زياد است كه دلشان به وعده‏هاى حضرتش آرام گرفته و اضطرابى به آنها رو نمىآورد (قرضاوى، 1995).

4ـ داشتن نقش فعال در زندگى

مطالعه دقيق آيات و احاديث نشان مى‏دهد كه توكّل پسنديده كه قرآن آنرا بعنوان صفت برجسته انبياء و مومنين شمرده است هرگز با كوشش براى رسيدن به مطلوب منافاتى ندارد، بلكه عين كوشش است.

خداوند متعال در دستور به نماز خوف در جنگ، به مؤمنان دستور مى‏دهد كه عده‏اى پشت امام نماز بخوانند، و عده‏اى ديگر براى مواجهه و رودررويى با دشمن آماده باشند تا دشمن فرصت حمله به ايشان را پيدا نكند. و در اين مورد مى‏فرمايد:

«وَاِذَاكُنْتَ فيهِمْ فَاَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلوةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَاْخُذُوآ اَسْلِحَتَهُمْ فَاِذَاسَجَدُوا فَلْيَكوُنُوا مِنْ وَرَآئِكُمْ وَ لْتَاْتِ طَآئِفَةٌ اُخْرى لَمْ يُصَلّوُا فَلْيُصَلّوُا مَعَكَ وَلْيَاْخُذُوآ حِذْرَهُم وَاَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الذَّينَ كَفَرُوا لَوْتَغْفُلُونَ عَنْ اَسْلِحَتِكُمْ وَ اَمْتِعَتِكُمْ فَيَميلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَجُنَاحَ عَلَيْكُمْ اِنْ كاَنَ بِكُمْ اَذىَ مِنْ مَطَرٍ اَوْكُنْتُمْ مَرْضَىآ اَنْ تَضَعُوآ اَسْلِحَتَكُمْ وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ اِنَّ اللّه اَعَدَّ لِلْكَافِرينَ عَذَابا مُهينًا».(4)

« و هرگاه (در سفرهاى جهاد) شخص تو (يا فرمانداران از طرف تو) در ميان سپاهى باشى و نماز بر آنان به پا دارى بايد سپاهى باتو مسلح به نماز ايستند و چون سجده نماز بجاى آوردند، اين سپاه براى نگهبانى رفته تا اينكه گروهى كه نماز نخوانده‏اند به نماز آيند، البته بالباس جنگ وبا اسلحه، زيرا كافران در آن روز انتظار دارند كه شما از اسلحه و اسباب خود غفلت كنيد كه ناگاه به يك بار بر شما حمله‏ور شوند. چنانكه بارانى و يا بيمارى‏اى شما را از گرفتن اسلحه بِرَنج اندازد باكى نيست كه اسلحه فروگذاريد. ولى البته از دشمن برحذر باشيد. (وليكن بوعده خدا و فتح خود مطمئن باشيد.) كه خدا بر كافران عذابى سخت و خواركننده مهيا ساخته است.

در جاى ديگرى از قرآن مى‏خوانيم كه حضرت يعقوب «ع» زمانيكه فرزندانش را به مصر مى‏فرستد تا به حضور سلطان رسيده از او گندم بخرند چنين وصيت مى‏كند:

«يا بُنّىَ لاتَدْخُلُوا مِن بابٍ واحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبوابٍ مُتَفَرِقَةٍ، و ما أُغنِى عَنكُمْ من اللّهِ مِنْ شىًء، إنِ الحُكْمُ اِءلاَّللَّهِ، عَلَيْهِ تَوَكَّلتُ، وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلوُن»(5)

«فرزندانم هنگام ورود به دربار پادشاه (مصر) همه‏تان از يك در وارد نشويد و از درهاى مختلف وارد شويد (تا از چشم زخم دشمن و يا از سؤظن او براى ايجاد آشوب در امان باشيد). البته اين نصحيت من شما را از خداوند بى‏نياز نمى‏كند، حكم و دستور از آنِ خداست. بر او توكل مى‏نمايم و افراد متوكل همگى بايد به او توكل كنند».

همانطور كه ملاحظه مى‏كنيد در اين آيات اقدامات لازم براى رسيدن به نتيجه مطلوب سفارش شده ولى نتيجه نهايى به خواست خدا واگذار شده است. احاديثى كه از پيشوايان اسلام به ما رسيده است نيز بر كوشش فرد تاكيد مى‏كنند و مسلمانان را به كوشش و فعاليت و برنامه‏ريزى در حين توكل به خداوند ترغيب مى‏نمايند. معروف است كه عربى به حضور مبارك حضرت پيامبر«ص» رسيد، حضرت از او پرسيدند كه شترت را چه كردى، اعرابى گفت: «به خدا توكل نموده و آن را در بيابان رها نمودم» حضرت فرمودند:

أَعقلها وَ توكلَّ:(6) يعنى شترت را ببند و به خدا توكل كن.

نتيجه توكل به خدا:

توكل به خداوند متعال پيامدهاى مثبتى در زندگى فردى و اجتماعى انسانها دارد كه براى اختصار فقط به چندى از اين ثمرات و فوايد توكل در اينجا اشاره مى‏شود.

1ـ آرامش و اطمينان قلبى

يكى از فوايد داشتن توكل، آرامش درونى و اطمينان قلبى است كه در سايه توكل به انسان دست مى‏دهد. زمانيكه حضرت موسى قوم خود را شبانه به سوى سرزمين موعود راهبرى مى‏كرد و سعى مى‏نمود كه اميد ايمان به خدا را در دلشان زنده كند نزديكى‏هاى صبح بود كه قوم خسته موسى خود را با فرعونيان رو در رو ديدند كه آنها را دنبال مى‏نمودند، از ترس برخود لرزيدند و اظهار داشتند كه توانِ مقابله با قومِ فرعون را نخواهند داشت. ولى حضرت موسى «ع» آنان را قوت قلب داده و گفت جاى هيچ نگرانى نيست، چون خدا با اوست.

در قرآن، چنين جريان را تعريف مى‏كند:

«فَلَمّا تَراءَ الجَمْعانِ قَالَ اَصْحابُ موسَى اِنَّالَمُدْرَكُونَ* قَالَ كَلاَّ إنَّ مَعِىَ رَبّىِ سَيَهْديِنِ».(7)

يعنى چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: گرفتار آمديم. موسى «ع» گفت هرگز، پروردگار من با من است و مرا راه خواهد نمود.

حضرت رسول «ص» كه در توكل به خداوند متعال نمونه بود چنان حالتى يافته بود كه وقتى ابوبكر در غار دچار ترس شده بود وفكر مى‏كرد كه كافران آنان را پيدا خواهند كرد با آرامش به ابوبكر گفت نگران نباش خداوند با ماست. در قرآن كريم اين جريان به صورت زير بيان شده است:

«اِلاَّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ اِذْاَخْرَجَهُ الذَّينَ كَفَروُا ثَاِنىَ اثْنَيْنِ اِذْ هُمَا فِى اْلغَارِ اِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ وَ اَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَروْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الذَّينَ كَفَروُا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللّهِ هِىَ اْلعُلْيَا وَاللّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»(8)

اگر شما ياريش نكنيد، آنگاه كه كافران بيرونش كردند، خدا ياريش كرد. يكى از آندو به هنگامى كه در غار بودند به رفيقش مى‏گفت: اندوهگين مباش، خدا با ماست، خدا به دلش آرامش بخشيد و با لشكرهايى كه شما آن را نمى‏ديديد تأييدش كرد. و كلام كافران را پست گردانيد، زيرا كلام خدا بالاست و خدا پيروزمند و حكيم است.

2ـ قوت و نيرومندى

از ديگر فوايد توكل داشتن قوتِ قلب و نيرومندى در تصميم‏گيرى است . چنانكه در حديثى از حضرت رسول «ص» نقل شده است.

«مَنْ سَّرهُ أنْ يكون اكرم الناس فليتّق‏اللّه، و مَنْ سَرَّهُ أنْ يكون اقوى النّاس فليتوكل على‏اللّه، وَ مَنْ سَرَّهُ أنْ يكون أغنى‏النّاس فليَكُنْ بما فى يداللّه اوثَق مِنْهُ بما فى يده»(9)

كسى كه دوست دارد محبوبترين مردم باشد از خدا تقوى پيشه كند، و كسى كه مى‏خواهد قوى‏ترين مردم باشد به خداوند توكل نمايد، و كسى كه مى‏خواهد غنى‏ترين باشد بدانچه در پيش خداست مطمئن‏تر از آن باشد كه در نزد خودِ اوست.

خداوند كريم در قرآن از قول حضرت نوح چنين مى‏فرمايد:

«... يا قَوْم إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَقَامىِ و تَذْكِيرى بِآياتِ اللّهِ فَعَلى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَاَجْمِعوُآ اَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَ كُمْ ثُمَّ لايَكُنْ أَمْرُكُمْ عَليكُمْ غُمّةً ثُمَّ اقضُوآ إِلىَّ وَلاَ تُنْظِروُنِ* فَاِن تَوَلَّيتُمْ فَما سَألَتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ، إِنْ أجْرِىَ إلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ أُمِرْتُ أنْ أكوُنَ مِنَ المُسْلِمِينَ»(10)

يعنى اى قوم اگر درنگ كردن من در ميان شما و يادآورى آيات خدا بر شما گران مى‏آيد، من بر خدا توكل مى‏نمايم، سازو برگ و شريكان خود را جمع آوريد چنانكه هيچ چيز از كارى كه مى‏كنيد بر شما پوشيده نماند و به دشمنى من قدم به پيش نهيد و مرا مهلت مدهيد، و اگر پشت كرديد، من از شما هيچ پاداشى نخواسته‏ام، كه پاداش من با خداست و من مأمور شده‏ام كه از تسليم شدگان باشم.

در سوره هود (آيات 51 ـ 60) نيز چنين مقاومتى از سوى حضرت هود در هدايت قوم خود چنين مقاومتى را نشان مى‏دهد و مثلِ حضرت نوح «ع» با جرأت و رشادت با مخالفين خود برخورد مى‏كند تا جايى كه مى‏فرمايد:

«إِنّىِ أُشهِدُاللّهَ وَ اَشهَدُوا اَنّىِ بَرِئٌ مِمَّا تُشرِكوُنَ* مِنْ دُونِهِ فَكِيدوُنىِ جَمِيعا ثُمَّ لاَ تُنظِروُنِ* إِنّىِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبّى وَ رَبّكُمْ، ما مِنْ دَابَّةٍ إِلاّ هُوَ آخِذُ بِنَا صِيَتِها، إِ نَّ رَبّىِ عَلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ*»(11)

يعنى خدا را گواه مى‏گيرم و شما نيز گواه باشيد كه من از آنچه جز خداى يكتا به شرك مى‏پرستيد بيزارم. همگى به حيله‏گرى بر ضد من برخيزيد و مرا مهلت مدهيد. من بر خداى يكتا كه پروردگار من و پروردگار شماست توكل كردم. هيچ جنبنده‏اى نيست مگر آنكه زمامِ اختيارش در دست اوست. هر آينه پروردگار من بر صراط مستقيم است.

زمانيكه حضرتِ شعيب با قوم خود برخورد مى‏كند در او نيز چنين قوتِ قلب و جرأتى مشاهده مى‏گردد كه ناشى از توكل بالاى او به خداوندِ متعال است (رجوع كنيد به آيات 88 ـ 89 از سوره اعراف).

3ـ عزت نفس

از ديگر ثمرات توكل به خدا عزت و سربلندى در بين مردم است. فرد متوّكل چون به خدا تكيه مى‏كند غناىِ نسبى از مردم دارد و بخاطر رسيدن به مال و مقام از مردم التماس نمى‏كند لذا عزت و سربلندى‏اش حفظ مى‏شود. از همه مهمتر چون خداوند عزيز است پناهنده خود را نمى‏گذارد كه به ذلت و خوارى دچار شود. خداوند در قرآن مى‏فرمايد:

«وَ تَوكَّل عَلَىَ‏العَزيزِالرَّحِيمِ»(12)

يعنى اى پيامبر برخداوند عزيز و مهربان توكل كن.

و در جاى ديگرى مى‏فرمايد:

«وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلىَ اللَّهِ فَأنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»(13)

يعنى هر كه به خدا توكل كند او را عزيز (پيروزمند) و حكيم خواهد يافت.در تفسير اين آيات بيشتر مفسرين نوشته‏اند، چون خداوند عزيز است نمى‏گذارد كه پناهنده او (توكل كننده بدو) دچار ذلت و خوارى گردد.

حضرت صادق «ع» فرمودند:

«إِنَّ الغِنى و العِزّ يجولانِ، فَاِذا ظَفرَا بموضع التَّوكّلِ اوَطنا»(14)

يعنى بى‏نيازى و عزت و سرافرازى در گردش و جابجايى هستند، پس هركجا كه به توكل برخورد كردند، در آنجا وطن بر مى‏گزينند.

از ديگر نتايج توكل، راحتى و آرامش، داشتن رضايت از زندگى و خشنودى و خوش‏بينى و اميدوار بودن به آينده(15) است كه بخاطر رعايت اختصار از شرح و بسط آنها صرف نظر مى‏كنيم.

ريشه‏هاىِ روان‏شناختى توكل به خداوند متعال

در تحقيقاتى كه به ادراك فرد از تسلّط نسبت به اوضاع و شرايط زندگى مربوط مى‏شود مى‏توان رگه‏هايى را پيدا كرد كه فهم مسأله توكل به خداوند متعال را تسهيل كند. يكى از تئوريها در اين زمينه، نظريه ادارك كنترل اوليه(16) در مقابل ادارك كنترل ثانويه(17) است (راتبام(18)، ويسز(19)، و اسنايدر(20)، 1982، بند(21)و ويسز، 1988).

كنترل اوليه كه بيشتر شبيه كنترل عينى و واقعى است، زمانى بروز مى‏كند كه افراد كوشش مى‏كنند مهار و كنترل امور را در دست بگيرند، و كارها را در مسير اهداف خويش به پيش برند. افرادى كه جهت‏گيرى درون سويه نسبت به كنترل دارند و فكر مى‏كنند كه مى‏توانند محيط را در جهت رسيدن به اهدافِ خويش تغيير دهند گفته مى‏شود كه در تحت لواى كنترل اوليه عمل مى‏نمايند. افرادى كه با كنترل اوليه محيط را در جهت علايق، نيازها، آمال و آرزوهاىِ خود تغيير مى‏دهند. كنترل زمانى در نقطه اوج خود قرار مى‏گيرد كه افراد عملاً بتوانند تصميماتى اتخاذ نموده و تصميمات خويش را به موقع به اجرا بگذارند.

كنترل ثانويه زمانى بظهور مى‏پيوندد كه كنترل اوليه امكان بروز نداشته باشد. شخصى با كنترل اوليه سعى مى‏كند كه محيط را در جهت نيازها و علايقِ فردى خويش تغيير دهد. در حالى كه كنترل ثانويه بدين جهت ظهور مى‏كند كه فرد را در جهت انطباق و سازگارى با محيط غير قابل تغيير آماده سازد. زمانيكه افراد با موقعيتهايى روبرو مى‏شوند كه غير قابل كنترل است سعى مى‏كنند كه يك و يا چند تا از رهيافتهاىِ كنترل ثانويه را به كار گيرند تا بتوانند تا حدّ ممكن ادراك كنترل خود را حفظ نمايند. مهمترين انواعِ كنترل‏هاى ثانويه به قرار زير مى‏باشند.

1ـ كنترل نيابتى(22)

در اين روش، افراد شرايط و اوضاع و احوال را مورد بررسى قرار مى‏دهند تا به ببينند چه كسى كنترل اوضاع و شرايط را در دست دارد وبه نحوِ مؤثرىِ خود را با آن فرد هماهنگ و هم جهت مى‏كنند. اين افراد از اين جهت احساس شايستگى و قدرت مى‏كنند كه فكر مى‏كنند در طرف فرد قوى هستند و به تبع قدرت آن فرد اينها نيز قدرت بدست خواهند آورد. اينها فرد قدرتمند و با نفوذ را تشويق مى‏كنند (و از او مى‏خواهند) كه دست به كارهايى بزند كه به سودشان تمام شود و از اين طريق احساس كنترل بر اوضاع و شرايط مى‏نمايند. به عبارت ديگر اين افراد شايد خودشان قدرت لازم را نداشته باشند ولى از قدرت افراد قدرتمند در جهت كنترل اوضاع و احوال به نفعِ خود به جا استفاده مى‏كنند.

از اين نظر اين تئورى به توكل مربوط مى‏شود كه افرادِ متوكل زمانيكه احساس كردند كه مهار امور و اوضاع از قدرت و سيطره اينها خارج شده با اعتمادى كه به قدرت خداوند دارند و با رابطه‏اى كه بين خود و خدا مى‏بينيد اطمينان حاصل مى‏كنند كه خداوند امور را براى ايشان آسان خواهد كرد و ايشان را در تنگناى سختيها و مشكلات تنها نخواهد گذاشت. اين چنين اعتقادى به افراد متوكل نيروى فوق‏العاده مى‏دهد و نمى‏گذارد كه آنها احساس تنهايى، ضعف و درماندگى نمايند. با چنين اعتقادى بود كه حضرت نوح «ع» وقتى با انواع تهديدها و آزارها از طرف قومش مواجه شد بجاى احساسِ درماندگى وضعف با قدرت به قوم خويش چنين گفت:

«... يا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ مُقَامِى وَ تَذْكِيِرى بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ، فَاَجْمِعُوآ أَمْرِكُمْ وَ شُرَكاءَ كُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اَقْضُوآ إِلىَّ وَ لاَتُنظِرُونِ*

فَاَءن تَوَلّيْتُمْ فَمَا سَأَ لْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ، إِنْ أَجْرِىَ إِلاَّعَلَى اللّهِ، وَ أُمِرْتُ أَن أَكوُنَ مِنَ المُسْلِمينَ»(23)

يعنى اى قوم اگر درنگ كردن من و اقامتم در ميان شما و يادآورى آياتِ خدا بر شما گران مى‏آيد، من برخدا توكل مى‏نمايم، ساز و برگ و شريكانِ خود را جمع آوريد چنانكه هيچ چيز از كارى كه مى‏كنيد بر شما پوشيده نماند، و به دشمنى من قدم به پيش نهيد و مرا مهلت ندهيد، و اگر پشت كرديد، من از شما هيچ پاداشى نخواسته‏ام، كه پاداش من با خداست و من مأمور شده‏ام كه از تسليم شدگان باشم.

اين همه قدرت و شهامت و احساس كنترل امور در اين شرايطِ سخت و دشوار ناشى از توكل حضرت نوح «ع» به خداوند متعال مى‏باشد كه او را منبع قدرت و منشاء تحولات در زندگى مى‏داند.(24)

بهتر است كه براى پى بردن به اين جنبه توكل شعارهاى توكل كنندگان را مطالعه نمائيم كه به چند تا در زير اشاره مى‏شود.

1ـ توكلتُ عَلىَ الحى الذى لايموت (بحارالانوار، 76، ص 249)

2ـ توكلتُ على القادر القاهر العلى الاعلى (بحارالانوار، 98 ص 81)

3ـ توكلتُ على القادر القاهر العلى الصمد (بحارالانوار،98 ص 67)

4 ـ لاقوةَ الاباللّه توكلتُ عَلى اللّهِ (بحارالانوار، 43 ص 93)

در تمام شعارهاى فوق افراد متوكل زمانيكه مرجع توكل و اتكاء خود را نام مى‏برند، او را با ويژگيهاى حَىّ، قاهر، قادر، عَلى، اعلى ياد مى‏كنند و اين خود نمايانگر اين است كه خود را در طرف نيرويى مى‏بينند كه مافوق تمام نيروهاى مادى است كه به طريق نيابتى در خود نيروى فوق‏العاده احساس مىكنند. لذا حضرت رسول (ص) مى‏فرمايند:

«مَنْ سَرَّهُ أنْ يكونَ اقوى النّاس فليتوكل عَلى اللّه»(25)

يعنى هر كه دوست دارد قوى‏ترين مردم باشد بايستى به خدا توكل نمايد.

2ـ كنترل تفسيرى

افرادى كه از كنترلِ تفسيرى(26) استفاده مى‏كنند سعى بر اين دارند كه شرايط غير قابل كنترل و طاقت فرسا را براى خود تعبير و تفسير نمايند و معناى آن را درك كنند. اين افراد سعى بر اين دارند كه بفهمند چرا و چگونه اتفاقِ ويژه‏اى برايشان رخ داده است و با تعبير و تفسير اين پديده‏ها و دادن معنا به آنها، احساس كنترل بر اوضاع و احوال نموده و از تلخى حادثه بدين نحو بكاهند. بنابراين افرادى كه تجربيات تلخِ غير قابلِ كنترل مثل از دست دادنِ عزيزى و يا عضوى از بدن داشته‏اند، اغلب سعى مى‏كنند كه معنايى را كه در تراژدى آنها نهفته است پيدا كنند و پيدا كردن معناى حادثه ناگوار به آنها يك نوع احساس كنترل و مواجهه مؤثر با عامل فشارزا مى‏دهد. اخيرا در پروژه‏اى كه توسط پژوهشگر و همكارانش اجرا شده، از طريق داستانهاى تكميل كردنى، دانشجويان را در موقعيتهاى فرضى ناگوار قرار داده‏ايم (مثل بيمارى صعب‏العلاج، از دست دادن اعضاى خانواده و...) و از آنها خواسته‏ايم كه احساس و افكار خود را بنويسند، تعداد قابل توجهى از دانشجويان چنين نوشته‏اند: «من در صدد برمى‏آيم كه معناى اين اتفاق ناگوار را براى خود كشف كنم و بدانم كه چرا اين اتفاق ناخوشايند برايم رخ داده است. و اگر بتوانم معناى اين اتفاقات ناخوشايند را براى خود كشف كنم تا حد زيادى از ناراحتى‏ام كاسته مى‏شود». جلساتِ مشاوره‏اى اين پژوهشگر در دفتر مشاوره دانشجويى و در دانشكده روانشناسى و علوم تربيتى نمايانگر اين است كه كشف معناى اتفاقات ناخوشايند يك نوع تسلّى و كنترل به افراد مى‏دهد و آنان را براى مقابله با حوادث ناخوشايند مجهزتر مى‏سازد.

افراد زيادى در فرهنگ‏هاى مختلف دست به تعبير و تفسير اتفاقات ناخوشايند زده‏اند و از اين طريق از آلام خود كاسته‏اند. مثلاً شهيد ثانى (954 ه .ق) پس از مرگ فرزند دلبندش «مُسَكَّنة الفَواد عِندَ فقد الأَ حِبَّةِ وَ اْلاوَلادِ» را مى‏نويسد و دكتر فرانكل (1958) نظريه «معنى ـ درمانى» را پس از دستگيرى و از دست دادن تمامى عزيزانش در اردوگاههاى كارى آلمان نازى ارائه مى‏دهد. فرد متوكل چون همه اتفاقات را در رابطه با خواست خدا مى‏داند، معنى نهفته اين اتفاقات را درك مى‏نمايد و براى هر اتفاقى تعبير و تفسيرى الوهى دارد.

پژوهشگران (راتبام، ويسز، واسنايدر، 2198) معتقدند كه افراد سالم هم از كنترل اوليه استفاده مى‏كنند و هم از كنترل‏هاى ثانويه، و بدين وسيله از احساس درماندگى به دورمانده و هميشه اميدوارى خود را به آينده حفظ مى‏نمايند.

به نظر مى‏رسد كه اين تحقيقات به «توكل» ارتباط پيدا مى‏كنند. چون در توكل هم جنبه كنترل نيابتى مطرح است كه فرد ناتوان با اتصال به كمك و مشيت خداوندِ متعال احساس قوى بودن مى‏كند و مطمئن مى‏شود كه با گرفتن طرف خداوند بر حوادث فائق خواهد آمد و پشتش به پشتيبانى خدا گرم است. از طرفى ديگر بحث توكل به خداوند متعال به كنترل تفسيرى ارتباط پيدا مى‏كند. چون فرد متوكلّ در تعبير و تفسير پديده‏ها هميشه خداوند دانا و حكيم مشفق و خيرخواه را به همراه دارد و اگر حادثه‏اى ناگوار برايش پيش آيد با ديد عارفانه به آن نگريسته و آن را خير تلقى مى‏كند. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد:

«... وَ عَسَى أنْ تَكْرَهُوا شَيْئا و هُوَ خيرٌ لَكُمْ وَ عَسَى أن تُحِبُّوا شَيْئا و هُوَ شَرٌ لَكُمْ، و اللّهُ يَعْلَمُ وَ أنتُمْ لاتَعْلَمُونَ»(27)

يعنى چه بسا ناخوش داريد چيزى را در حاليكه خير و صلاح شما درآن باشد و چه بسا دوست داريد چيزى را در حاليكه آن امر براى شما شر باشد، و خداوند (خير وصلاح شما را) مى‏داند، در حاليكه شما نمى‏دانيد.

هر چند كه از پيشينه موجود در زمينه‏هاى كنترل و مهار اوليه و كنترل‏هاى ثانويه مى‏توان استفاده نمود، ولى بطور اخص، همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد پژوهش تجربى و ميدانى در حيطه توكل به خداوند متعال سابقه‏اى ندارد، لذا پژوهشگران اين مهم را بعهده گرفته‏اند


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نگارش در تاريخ جمعه هشتم بهمن 1389 توسط احسان [نیک] |

اسلایدر